خبرگزاری مهر- گروه استانها؛ سجاد محمدی فارسانی*: نوجوان امروز، تنها وارث تجربههای نسلهای پیشین نیست؛ او یکی از سازندگان آینده جامعه است. نسلی که در بزنگاههای تاریخی، میتواند با آگاهی، مسئولیتپذیری، قدرت تحلیل و حضور مؤثر اجتماعی، در شکلگیری مسیر آینده کشور نقشآفرینی کند.
هفته نوجوان، فرصتی برای بازخوانی جایگاه نسلی است که همواره در مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران، حضوری فراتر از سن و سال خود داشته است. از روزهای شکلگیری انقلاب اسلامی تا سالهای دفاع مقدس و عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی، نوجوانان بخشی از روایت تاریخی این سرزمین بودهاند؛ نسلی که در کنار شور جوانی، با آرمانخواهی، مسئولیتپذیری و احساس تعلق اجتماعی شناخته شده است.
اما پرسش اساسی در روزگار کنونی این است: نوجوان امروز در شرایط پیچیده اجتماعی، امنیتی و رسانهای چه مسئولیتی بر عهده دارد و چگونه میتواند از یک مخاطب منفعل به کنشگری آگاه و اثرگذار تبدیل شود؟
از نوجوان انقلاب تا نوجوان امروز؛ رسالت همچنان ادامه دارد
نوجوانان در شکلگیری و تداوم انقلاب اسلامی، تنها تماشاگر تحولات نبودند؛ بلکه بخشی از بدنه اجتماعی آن را تشکیل میدادند. حضور در فعالیتهای فرهنگی، مشارکت در حرکتهای اجتماعی و نقشآفرینی در سالهای دفاع مقدس، نشان داد که سن کم لزوماً به معنای ناتوانی در درک مسائل جامعه و مشارکت در سرنوشت آن نیست.
بااینحال، بازخوانی این تجربه تاریخی نباید به تکرار صرف خاطرات گذشته محدود شود. هر نسل، مسائل و اقتضائات خاص خود را دارد و رسالت نوجوان امروز نیز باید متناسب با واقعیتهای زمانه بازتعریف شود.
اگر نسلهای پیشین در موقعیتهایی با تهدیدهای نظامی و رویاروییهای مستقیم مواجه بودند، نوجوان امروز علاوه بر شناخت تاریخ و تجربههای گذشته، به توانایی تحلیل اطلاعات، تشخیص اخبار معتبر، گفتوگو درباره مسائل جامعه و فهم تحولات پیچیده پیرامون خود نیاز دارد.
بنابراین، انتقال تجربههای تاریخی زمانی اثربخش خواهد بود که به تقویت قدرت انتخاب، تفکر نقادانه و مسئولیتپذیری نسل جدید منجر شود؛ نه آنکه صرفاً مجموعهای از روایتهای آماده را در اختیار او قرار دهد.
خیابان؛ عرصه حضور اجتماعی و تمرین مسئولیتپذیری
حضور در اجتماعات عمومی، یکی از جلوههای مشارکت اجتماعی است؛ فضایی که افراد میتوانند در آن دیدگاههای خود را بیان کنند، با دیگران ارتباط بگیرند و نسبت خود را با مسائل جامعه بازشناسند.
برای نوجوان نیز خیابان میتواند فرصتی برای تجربه مشارکت جمعی، یادگیری گفتوگو، شناخت تنوع دیدگاهها و تمرین مسئولیتپذیری باشد. اجتماعات شبانه، در صورت برخورداری از برنامههای فرهنگی، گفتوگوهای سازنده و فرصتهای مناسب برای مشارکت نوجوانان، میتوانند زمینهای برای ارتباط میان نسلها و تقویت پیوندهای اجتماعی فراهم کنند.
بااینحال، نباید حضور فیزیکی را بهتنهایی معیار آگاهی یا مسئولیتپذیری دانست. ارزش مشارکت اجتماعی، تنها به تعداد افراد حاضر در یک میدان یا خیابان وابسته نیست؛ بلکه به کیفیت مشارکت، میزان آگاهی، امکان بیان دیدگاههای متفاوت و نتایجی بستگی دارد که از تعامل اجتماعی حاصل میشود.
نوجوانی که در یک اجتماع حضور مییابد، باید بتواند درباره چرایی حضور خود بیندیشد، پرسشهایش را مطرح کند و با شناخت بیشتر از مسائل جامعه به خانه بازگردد. چنین حضوری، اگر با یادگیری و تجربه گفتوگو همراه باشد، میتواند به بخشی از فرایند رشد اجتماعی نوجوان تبدیل شود.
در این میان، تأمین امنیت، رعایت حقوق دیگران، توجه به شرایط سنی نوجوانان و فراهمکردن امکان حضور متناسب با سن و شرایط آنان، از الزامات مهم هر برنامه اجتماعی است. بهویژه در شرایط بحرانی یا جنگی، حفاظت از جان و سلامت نوجوانان باید در اولویت قرار گیرد و مشارکت آنان نباید با قرارگرفتن در معرض خطرهای غیرضروری همراه شود.
نوجوانِ پیشران چه کسی است؟
تعبیر «نوجوان پیشران» زمانی معنای واقعی پیدا میکند که از یک عنوان شعاری فراتر برود و به مجموعهای از توانمندیها و رفتارهای قابل مشاهده تبدیل شود.
نوجوان پیشران، پیش از هر چیز، نوجوانی پرسشگر است؛ کسی که بهجای پذیرش بیچونوچرای اطلاعات، درباره منشأ خبر، اعتبار منبع و درستی ادعاها سؤال میکند. او میداند که هیجان، سرعت انتشار و فراوانی بازنشر یک پیام، بهتنهایی دلیل صحت آن نیست.
نوجوان پیشران، اهل یادگیری و گفتوگوست. او میتواند با حفظ احترام، دیدگاه خود را بیان کند، به سخنان دیگران گوش دهد و در مواجهه با نظر متفاوت، بهجای واکنش شتابزده، به دنبال فهم مسئله باشد.
او مسئولیتپذیری را در رفتار روزمره خود نشان میدهد؛ از کمک به همسالان و مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی گرفته تا رعایت حقوق دیگران، توجه به مسائل محله و مدرسه و تلاش برای حل مشکلات واقعی پیرامون خود.
چنین نوجوانی، در عین برخورداری از هویت و باورهای شخصی، توانایی بازاندیشی و اصلاح نظر خود را نیز دارد. او میداند که آگاهی، مسیری پیوسته است و هیچکس صرفاً به دلیل تعلق به یک گروه یا برخورداری از یک باور، از ضرورت بررسی شواهد بینیاز نمیشود.
از این منظر، پیشرانبودن نه به معنای پیشافتادن از دیگران در هیجان و واکنش، بلکه به معنای پیشقدمشدن در فهم، یادگیری، مسئولیتپذیری و اقدام سنجیده است.
جنگ شناختی؛ میدان تازهای برای تشخیص و تحلیل
در جهان امروز، بخش مهمی از مواجهه جوامع با بحرانها در محیط اطلاعاتی و رسانهای شکل میگیرد. تصاویر، ویدئوها، تحلیلها، روایتهای شخصی و خبرهای فوری، گاه در فاصلهای کوتاه میلیونها مخاطب پیدا میکنند. در چنین فضایی، اطلاعات نادرست، محتوای دستکاریشده و روایتهای ناقص میتوانند بر برداشت افراد از رویدادها تأثیر بگذارند.
اصطلاح «جنگ شناختی» در ادبیات سیاسی و امنیتی برای توصیف برخی تلاشها جهت اثرگذاری بر ادراک، قضاوت و تصمیمگیری به کار میرود؛ هرچند هر اختلاف نظر یا خبر نادرستی را نمیتوان بهطور خودکار بخشی از یک عملیات سازمانیافته دانست.
نوجوانان، به دلیل حضور گسترده در محیطهای دیجیتال و مواجهه مداوم با جریانهای اطلاعاتی، به مهارتهایی نیاز دارند که امکان تشخیص دقیقتر اطلاعات را برایشان فراهم کند.
در چنین شرایطی، اولین مسئولیت نوجوان، باورکردن یا بازنشر فوری هر محتوایی نیست. او باید بیاموزد که پیش از انتشار یک خبر، چند پرسش ساده اما تعیینکننده مطرح کند: منبع اصلی این اطلاعات کجاست؟ آیا رسانههای معتبر دیگر نیز آن را تأیید کردهاند؟ تاریخ و محل انتشار مشخص است؟ آیا تصویر یا ویدئو مربوط به همان رویدادی است که ادعا میشود؟ آیا متن منتشرشده، واقعیت را گزارش میکند یا با استفاده از هیجان و ترس، مخاطب را به نتیجهای از پیش تعیینشده سوق میدهد؟
این پرسشها، ابزارهای ساده اما مؤثری برای افزایش دقت رسانهای هستند.
همچنین نوجوان باید بداند که گاهی خودداری از بازنشر یک محتوای تأییدنشده، اقدامی مسئولانهتر از انتشار شتابزده آن است. در شرایط بحرانی، انتشار تصاویر حساس، اطلاعات شخصی افراد یا جزئیات تأییدنشده درباره حوادث میتواند به امنیت، حریم خصوصی و آرامش روانی دیگران آسیب برساند.
بنابراین، مقابله با اطلاعات نادرست، پیش از آنکه به تولید انبوه محتوا نیاز داشته باشد، به پرورش ذهنی پرسشگر، صبور و حقیقتجو نیازمند است.
از مخاطب رسانه تا تولیدکننده روایت
نوجوان امروز تنها مصرفکننده رسانه نیست؛ او میتواند با استفاده از ابزارهای در دسترس، تولیدکننده محتوا، روایتگر تجربههای اجتماعی و مشارکتکننده در گفتوگوهای عمومی باشد.
این ظرفیت، فرصتی مهم برای بیان دیدگاههای نسل نوجوان و انعکاس مسائل و دغدغههای اوست؛ اما بهرهگیری مؤثر از آن به مهارت، دانش و مسئولیتپذیری نیاز دارد.
کار رسانهای نوجوان نباید صرفاً به بازنشر پیامها، انتشار تصاویر اجتماعات یا تکرار مطالب دیگران محدود شود. نوجوان علاقهمند به فعالیت رسانهای میتواند با یادگیری اصول خبرنویسی، عکاسی، تدوین، مصاحبه، راستیآزمایی و تولید محتوای آموزشی، به انتقال دقیقتر اطلاعات و افزایش کیفیت گفتوگوهای عمومی کمک کند.
او میتواند مسائل مدرسه و محله خود را شناسایی کند، با افراد مختلف گفتوگو کند، روایتهای مستند تهیه کند و برای پرسشهای همسالانش پاسخهای روشن و قابل بررسی فراهم آورد.
در این مسیر، تفاوت میان «روایتگری» و «تبلیغ بیبررسی» اهمیت اساسی دارد. روایتگر مسئول، واقعیتها را آنگونه که شواهد اجازه میدهند بازتاب میدهد؛ میان خبر و تحلیل تمایز میگذارد، از تحریف سخنان دیگران پرهیز میکند و در صورت اشتباه، مسئولیت اصلاح محتوای خود را میپذیرد.
چنین رویکردی نهتنها به افزایش اعتماد مخاطبان کمک میکند، بلکه زمینه شکلگیری نسلی از تولیدکنندگان محتوای آگاه و اخلاقمدار را فراهم میآورد.
از سوی دیگر، آموزش سواد رسانهای به نوجوانان باید با توجه به سن، نیازها و شرایط آنان صورت گیرد. دسترسی به منابع معتبر، فرصت تجربه عملی، راهنمایی مربیان و والدین و امکان پرسشگری آزادانه، از عواملی هستند که میتوانند کیفیت فعالیت رسانهای نوجوان را ارتقا دهند.
رسالت نوجوان در شرایط جنگی؛ آگاهی، همبستگی و مسئولیت
در شرایط جنگی، جامعه با مجموعهای از دشواریها، نگرانیها و پرسشها روبهرو میشود. انتشار خبرهای متناقض، اضطراب خانوادهها، اختلال در زندگی روزمره و نگرانی درباره آینده، ممکن است بر نوجوانان نیز تأثیر بگذارد.
در چنین وضعیتی، نخستین نیاز نوجوان، دسترسی به اطلاعات قابل اعتماد و دریافت توضیحات متناسب با سن و شرایط اوست. پنهانکردن همه واقعیتها یا مواجهکردن نوجوان با انبوهی از اخبار هراسآور، هیچیک جایگزین مناسبی برای گفتوگوی صادقانه و مسئولانه نیست.
نوجوانان میتوانند در این شرایط، با یادگیری، حفظ ارتباط سالم با خانواده و دوستان، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و کمک به افراد آسیبپذیر، سهمی متناسب با تواناییهای خود در حفظ همبستگی اجتماعی داشته باشند.
در حوزه رسانه نیز وظیفه آنان، افزایش دقت در انتقال اطلاعات، پرهیز از شایعهپراکنی و احترام به حریم خصوصی افراد است. هیچ مسئولیت اجتماعی یا رسانهای نباید نوجوان را به انتشار اطلاعات حساس، ورود به موقعیتهای خطرناک یا مواجهه مستقیم با تهدیدهای امنیتی وادار کند.
جامعهای که از نوجوانان خود انتظار مسئولیتپذیری دارد، باید همزمان زمینه یادگیری، مشارکت امن و حمایت متناسب با نیازهای آنان را نیز فراهم کند.
در واقع، نوجوان در شرایط بحرانی زمانی میتواند نقشی سازنده ایفا کند که بهجای گرفتارشدن در چرخه ترس، هیجان یا اطلاعات تأییدنشده، از فرصتهای موجود برای افزایش دانش، تقویت روابط اجتماعی و کمک به حل مسائل بهره ببرد.
پیوند میدان و رسانه؛ از حضور تا فهم
خیابان و رسانه، دو عرصه متفاوت اما مرتبط از زندگی اجتماعی امروز هستند. خیابان امکان مواجهه مستقیم، ارتباط چهرهبهچهره و تجربه مشارکت جمعی را فراهم میکند؛ رسانه نیز امکان ثبت، انتقال و بررسی تجربهها را در اختیار افراد قرار میدهد.
بااینحال، هیچیک بهتنهایی تضمینکننده آگاهی نیست. اجتماع پرجمعیت لزوماً به گفتوگوی عمیق منجر نمیشود و محتوای پربازدید نیز لزوماً بازتابدهنده واقعیت نیست.
پیوند مؤثر این دو عرصه، زمانی شکل میگیرد که تجربه میدانی با مشاهده دقیق، گفتوگوی محترمانه و ثبت مسئولانه همراه شود و محتوای رسانهای نیز بهجای تحریک هیجان یا بازتولید شایعات، زمینه فهم بهتر مسائل را فراهم آورد.
برای مثال، یک برنامه فرهنگی نوجوانان میتواند علاوه بر برگزاری اجتماع، فضایی برای پرسش و پاسخ ایجاد کند؛ نوجوانان در آن درباره مسائل مورد علاقه خود گفتوگو کنند، با مهارتهای راستیآزمایی آشنا شوند و در قالب فعالیتهای رسانهای، گزارشها و روایتهای مستند تولید کنند.
چنین الگویی، نوجوان را از جایگاه مخاطبی که صرفاً در یک برنامه حاضر میشود، به مشارکتکنندهای تبدیل میکند که فرصت یادگیری، طرح سؤال و ارائه دیدگاه دارد.
البته کیفیت این مشارکت به آن وابسته است که نوجوانان صرفاً برای اجرای برنامههای از پیش تعیینشده به کار گرفته نشوند، بلکه امکان واقعی برای بیان دغدغهها، پیشنهادها و نقدهای خود نیز داشته باشند.
سخن پایانی؛ نوجوان پیشران، سازنده فرداست
هفته نوجوان، فرصتی برای یادآوری این حقیقت است که آینده جامعه تنها در تصمیمهای امروز بزرگسالان شکل نمیگیرد؛ بلکه به میزان توجه آنان به تواناییها، نیازها و فرصتهای نسل نوجوان نیز وابسته است.
نوجوان امروز برای ایفای نقش مؤثر در جامعه، به آگاهی تاریخی، قدرت تحلیل، سواد رسانهای، مهارت گفتوگو و فرصت مشارکت مسئولانه نیاز دارد. او باید بتواند در اجتماع حضور یابد، در رسانه سخن بگوید، پرسش مطرح کند، اطلاعات را ارزیابی کند و در مواجهه با مسائل پیچیده، بهجای واکنش شتابزده، راه فهم و اقدام سنجیده را انتخاب کند.
نوجوان پیشران، نوجوانی نیست که صرفاً بیشتر دیده شود؛ نوجوانی است که بهتر میفهمد، دقیقتر میپرسد، مسئولانهتر روایت میکند و آگاهانهتر در ساختن جامعه سهم میگیرد.
اگر هدف از بزرگداشت هفته نوجوان، تنها تجلیل از شور و انرژی این نسل نباشد و به تقویت تواناییهای واقعی او نیز بینجامد، باید برای آموزش، گفتوگو، تجربهاندوزی و مشارکت امن نوجوانان سرمایهگذاری کرد.
زیرا رسالت نسل نوجوان، نه در هیجان لحظهای خلاصه میشود و نه به حضور در یک میدان یا فعالیت در یک رسانه محدود است؛ رسالت او در مسیر پیوستهای شکل میگیرد که از شناخت آغاز میشود، با پرسشگری و یادگیری ادامه مییابد و در مسئولیتپذیری، همدلی و مشارکت آگاهانه به ثمر مینشیند.
نسلی که امروز فرصت اندیشیدن و آموختن پیدا کند، فردا توانمندتر خواهد بود تا درباره سرنوشت خود و جامعهاش تصمیم بگیرد و در ساختن آیندهای آگاهانهتر و انسانیتر نقش داشته باشد.
* فعال فرهنگی و رسانهای چهارمحال و بختیاری


نظر شما