به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: نوجوانی که در روزهای جنگ از سرنوشت کشورش حرف میزند، در یک پویش ملی شرکت میکند یا برای دفاع از سرزمینش اعلام آمادگی میکند، فقط واکنشی هیجانی به اتفاقات پیرامونش نشان نمیدهد؛ این رفتارها میتوانند نشانههایی از شکلگیری احساس تعلق و میل به اثرگذاری در او باشند. چند روز پیش نیز سردار سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، خطاب به جوانان و نوجوانان جانفدای ایران پیامی صادر کرد و در بخشی از آن نوشت: «جوانان و نوجوانان کشور عزیزمان ایران طی حدود ۵ دهه ثابت کردهاند که جز به استقلال، پیشرفت و حفظ و حراست از میهن اسلامی نمیاندیشند و برای اعتلای این زمین متمدن و مقدس وجود خود را سپر بلا نموده و با نثار جان از تمامیت کشور و حفظ نظام ولایی آن در برابر کینهتوزی دشمنان دفاع مینمایند.»
اما این احساس تعلق چگونه در نوجوان شکل میگیرد؟ چه عواملی باعث میشود او سرنوشت کشورش را بخشی از دغدغههای خود بداند و در برابر تهدیدهای آن احساس مسئولیت کند؟ آیا شور و هیجان روزهای جنگ برای شکلگیری وطندوستی پایدار کافی است یا باید ریشههای این احساس را در خانواده، مدرسه، شناخت تاریخ و فرصت نقشآفرینی نوجوانان جستوجو کرد؟ دکتر سیدمجتبی حورایی، روانشناس تربیتی و استاد دانشگاه، معتقد است وطندوستی در نوجوانان از مجموعهای از عوامل تأثیر میپذیرد.
شناخت مفاخر؛ نخستین ریشههای افتخار به وطن
حورایی با اشاره به عوامل مؤثر در تقویت احساس وطندوستی میگوید: یکی از این عوامل، شناخت مفاخر و پیشینه تاریخی کشور است. وقتی فرد با تاریخ، تمدن، شخصیتهای برجسته و اسطورههای سرزمین خود آشنا میشود، زمینه بیشتری برای احساس افتخار و تعلق به آن پیدا میکند. او برای توضیح این موضوع به قهرمانان ورزشی اشاره میکند و میافزاید: وقتی یک ورزشکار در رقابتی بینالمللی موفق میشود، بسیاری از تماشاگران به این دلیل از موفقیت او احساس غرور میکنند که او را متعلق به کشور خود میدانند. این احساس افتخار از همان تعلق و پیوندی میآید که فرد با سرزمینش دارد. به گفته این روانشناس، عامل دیگر، تصویری است که فرد از جایگاه و اهمیت کشور خود در ذهن دارد. هرچه یک کشور در ذهن مردمش بزرگتر، باعظمتتر و شایستهتر برای تقدیر باشد، احساس تعلق به آن نیز میتواند تقویت شود.
ایران از نظر جمعیت، موقعیت و ظرفیتهای مختلف، جایگاه قابل توجهی دارد و آشنایی با این ویژگیها میتواند در نگاه افراد به کشورشان اثرگذار باشد. حورایی همچنین بها دادن به افراد و اثرگذار دانستن آنها را از عوامل مهم در شکلگیری احساس تعلق میداند و توضیح میدهد: وقتی نوجوان در یک فعالیت جمعی حضور پیدا میکند، مسئولیتی به او سپرده میشود و مثلاً پرچمی در دست میگیرد، احساس میکند دیده شده و حضورش اهمیت دارد. در چنین شرایطی، او خود را بخشی از یک جریان میبیند و احساس میکند میتواند در آن نقش داشته باشد.
او در ادامه به تأثیر گروههای اجتماعی اشاره میکند و میگوید: قرار گرفتن در جمعی که اعضای آن دغدغه کشور و وطن دارند، میتواند احساس وطندوستی فرد را افزایش دهد. همانطور که حضور در جمع افراد اهل مطالعه ممکن است گرایش فرد به درس خواندن را بیشتر کند، قرار گرفتن در جمعی با دغدغههای ملی نیز میتواند احساس تعلق به وطن را تقویت کند. ممکن است فردی پیش از حضور در چنین جمعی، احساس وطندوستی خود را پنج از ده ارزیابی کند، اما پس از مدتی این احساس در او به ۹ از ده برسد. وقتی فرد به کشورش تعلق خاطر دارد و احساس میکند به آن هجمهای وارد شده است، همین مواجهه نیز میتواند به تقویت و گسترش روحیه وطندوستی در او منجر شود.
نوجوان در دوره گذار هویتی به تکیهگاه نیاز دارد
حورایی با اشاره به تأثیر تجربههایی مانند جنگ و حضور در پویشهای ملی بر احساس تعلق نوجوان به کشور میگوید: نوجوان در دوره گذار هویتی قرار دارد و در این مرحله بیش از هر چیز به یک تکیهگاه مطمئن نیاز دارد. او هنوز در حال شکل دادن به هویت خود است و به دنبال نقطه اتکایی میگردد که بتواند به آن اعتماد کند. او ادامه میدهد: در شرایطی مانند جنگ، افراد معمولاً به قهرمانان و مظاهر قدرت تکیه میکنند. برای نوجوان نیز مهم است که کشورش را قدرتمند و مقتدر ببیند وقتی یک فرمانده نظامی با ادبیاتی از جنس قدرت و اقتدار صحبت میکند و از تواناییهای کشور سخن میگوید، این موضوع برای نوجوان خوشایند است؛ چون او در این دوره به قدرت گرایش دارد و دوست دارد در کنار یک مظهر قدرت بایستد. چنین تجربهای به او احساس امنیت و توانمندی میدهد. به گفته حورایی، هرچه ایران بتواند در برابر تهدیدها قدرتمندتر ظاهر شود، نوجوان نیز در کنار این مظهر قدرت احساس بهتری خواهد داشت؛ اما اگر احساس ضعف در او شکل بگیرد و تصور کند کشورش توان ایستادگی در برابر تهدیدها را ندارد، احساس تعلق و وطندوستی او نیز تقویت نخواهد شد.
هیجان اولیه، نقطه شروع وطندوستی است
این روانشناس درباره تفاوت میان هیجان مقطعی و احساس پایدار وطندوستی معتقد است که نباید از بروز هیجان در نوجوانان نگران بود؛ زیرا شکلگیری چنین احساسی میتواند از همین هیجانها آغاز شود. او میگوید: ممکن است نوجوان در ابتدا با شور و هیجان در یک تجمع شرکت کند، پرچم تکان دهد یا همراه دیگران سرود بخواند. این اتفاق بهخودیخود اشکالی ندارد و حتی میتواند نقطه شروعی برای شکلگیری احساس تعلق باشد؛ اما نباید فعالیتها به همین رفتارها محدود شود.
حورایی تأکید میکند که در کنار فضای هیجانی، باید زمینه آگاهیبخشی و روشنگری نیز فراهم باشد. به گفته او، در تجمعها و برنامههای جمعی میتوان هر شب یا یک شب در میان، فردی را برای صحبت درباره چرایی حضور در تجمعات و دلیل دوست داشتن وطن دعوت کرد تا نوجوان علاوه بر تجربه هیجانی، از نظر فکری و شناختی نیز با موضوع ارتباط برقرار کند. زمانی که هیجان اولیه با آگاهی همراه شود، زمینه ماندگاری احساس وطندوستی بیشتر فراهم خواهد شد؛ چراکه نوجوان فقط درگیر شور و فضای جمعی نیست، بلکه درباره دلیل حضور و علاقه خود به کشور نیز شناخت پیدا میکند.
نوجوانان را با جلوههای قدرت ایران آشنا کنیم
حورایی در ادامه، خانواده، مدرسه، رسانهها و نهادهای فرهنگی را در تقویت و ماندگاری روحیه وطندوستی مؤثر میداند و میگوید: نوجوان قدرت را دوست دارد؛ بنابراین باید جلوههای قدرت ایران را از گذشته تا امروز به او نشان داد. در برابر تصویری که دشمن با هر ترفندی از ضعف و فروپاشی کشور ارائه می دهد، لازم است نهادها و سازمان های ذی ربط نیز ظرفیتها، توانمندیها و دستاوردهای ایران را بهدرستی برای نوجوان تبیین کنند. به اعتقاد او، این مسئولیت تنها بر عهده یک نهاد نیست؛ رسانهها، مدارس، معلمان، سخنرانان و همه افرادی که بر نوجوانان اثر میگذارند، میتوانند در ارائه تصویری واقعی از توانمندیهای کشور نقش داشته باشند.
این روانشناس در عین حال، سپردن مسئولیت واقعی به نوجوانان را ضروری میداند و تأکید میکند: نباید از نوجوان فقط بخواهیم در یک برنامه حضور پیدا کند و پرچمی در دست بگیرد؛ باید به او میدان بدهیم و فرصت اثرگذاری فراهم کنیم. وقتی مسئولیتی به نوجوان سپرده میشود و او برای انجام درست آن مورد تشویق قرار میگیرد، احساس میکند حضورش اهمیت دارد و میتواند در سرنوشت جمعی نقش داشته باشد. از نگاه حورایی، وطندوستی زمانی میتواند از یک احساس اولیه فراتر برود که نوجوان هم کشورش را بشناسد و به آن افتخار کند، هم در جمعهایی با دغدغههای مشترک قرار بگیرد و هم فرصت داشته باشد سهم و نقش خود را در فعالیتهای مرتبط با جامعه تجربه کند.






نظر شما