خبرگزاری مهر- مجله مهر؛ میقات کربلایی: اواسط آبان از راه رسیده است؛ بارانهای پاییزی همراه با برگهای رنگارنگ چشم نواز روی خیابانها نشستهاند، هوا رنگ سردتری به خود گرفته و شهر آرامآرام به استقبال روزهای کوتاه و بلندای شبهای پاییزی میرود. در همین روزهایی که فصل، چهره شهر را تغییر داده، خبرها هم بیوقفه از راه رسیدهاند؛ بعضی پرهیاهو و خبرساز، بعضی کمصداتر و دور از نگاهها. اتفاقاتی که شاید در شلوغی تیترهای روزانه به حاشیه رانده شوند، اما هرکدام حرفی برای گفتن دارند و دریچهای تازه به بخشی از واقعیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیش روی ما باز میکنند.
این هفته، در «دکه حاشیهها» سراغ همین روایتها رفتهایم؛ از ناکامیهای پیدرپی ترامپ و تحولات غزه تا اتفاقاتی که کمتر دیده و دربارهشان صحبت شده است. خبرهایی که کنار هم قرار گرفتنشان، تصویری متفاوت از آنچه در اطرافمان میگذرد ترسیم میکند؛ حاشیههایی که گاهی از متن خبرها چیزی کم ندارند.
باز هم ترامپ بازنده و شکستی دیگر
پیامدهای جنگ علیه ایران حالا به یکی از چالشهای جدی دولت ترامپ تبدیل شده است؛ تا جایی که روزنامه نیویورکتایمز نیز در تحلیل خود از انتخابات اخیر آمریکا نوشته است ضربه سیاسی ناشی از این انتخابات، تصمیم ترامپ در مورد ایران را پیچیدهتر کرده است. اختلافنظرها در دولت آمریکا بر سر آغاز دوباره جنگ علنی شده و ازسرگیری حملات با موانع سیاسی، اقتصادی و نظامی بیشتری روبهروست. در همین زمینه، کارشناس شبکه سیبیاس نیز با اشاره به شکست مفتضحانه ترامپ در تحقق هدف اعلامشده در ایران، این پرسش را مطرح کردهاند که آیا نتیجه انتخابات آمریکا را نمیتوان نشانهای از تغییر معادلات سیاسی در داخل این کشور دانست؟
هزینههای جنگ علیه ایران، حالا به یکی از عوامل مؤثر در شکست جمهوریخواهان در انتخابات تبدیل شده است. یک استاد روابط بینالملل و سیاست خارجی دانشگاه کلن آلمان معتقد است شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای با هزینههای جنگ علیه ایران ارتباط دارد و ترامپ، با وجود این پیام سیاسی، همچنان از پذیرش واقعیت فاصله میگیرد. به گفته او، رئیسجمهور آمریکا از شکست درس نمیگیرد و با تکرار ادعای «پیروزی»، تلاش میکند پیامدهای سیاستهای خود را نادیده بگیرد؛ چنانکه حتی ناکامی در تگزاس، یکی از پایگاههای سنتی جمهوریخواهان، را نیز با ادعای «پیروزی مطلق» توجیه میکند. به این ترتیب، جنگی که قرار بود به تغییر معادلات در ایران منجر شود، اکنون به مسئلهای پرهزینه برای دولت ترامپ در عرصه سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.
محرومیت دختران محجبه از تحصیل در جمهوری آذربایجان؛ ردپای رژیم اسرائیل
بیش از سه هفته است که دانشآموزان و معلمان محجبه در جمهوری آذربایجان از ورود به مدارس منع شدهاند؛ تصمیمی که پوشش اسلامی را به مانعی برای تحصیل دانشآموزان و فعالیت حرفهای معلمان تبدیل کرده است. این ممنوعیت در شرایطی اعمال میشود که جمهوری آذربایجان روابط سیاسی و امنیتی نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد و پیوند این سیاست با منافع تلآویو، از سوی برخی چهرههای سیاسی منطقه نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.

انگلیس مکار در حمایت از صهیونیستها
انگلیس؛ مجوز پزشک فلسطینی تعلیق شد، اما پزشک حامی قتل نوزادان همچنان طبابت میکند! ماجرای برخورد با حامیان فلسطین در انگلیس، حالا از دنیای ادبیات و ممنوعیت انتشار کتابهای نویسندهای چون سالی رونی فراتر رفته و به حوزه پزشکی رسیده است. یک پزشک فلسطینی ساکن انگلیس میگوید پس از موضعگیری علیه نسلکشی در غزه و آنچه برتریطلبی یهودیان خوانده، مجوز پزشکیاش به حالت تعلیق درآمده است. او در شرح اتفاقی که برایش افتاده میگوید: «من پزشکی در انگلیس هستم و خانوادهام فلسطینیاند. علیه نسلکشی و برتریطلبی یهودیان حرف زدم؛ در نتیجه، مجوز پزشکیام به حالت تعلیق درآمد.»
اما ماجرا وقتی عجیبتر میشود که بدانیم ایستلند استیولی، پزشک عمومی یهودی، پیشتر در اظهارنظری درباره کشتار نوزادان در غزه گفته بود: «به اندازه کافی نوزاد نکشتهام!» با این حال، او همچنان آزادانه در انگلیس به طبابت ادامه میدهد. پزشک فلسطینی نیز در واکنش به این برخورد دوگانه میگوید: «آنها با این رفتارشان، درستی حرف من را ثابت کردند!» ظاهراً در انگلیس، اعتراض به کشتار کودکان فلسطینی میتواند برای یک پزشک هزینه حرفهای داشته باشد، اما اظهارنظر درباره کافی نبودن تعداد نوزادان کشتهشده در غزه، مانعی برای ادامه فعالیت پزشکی فرد دیگری ایجاد نمیکند؛ دو برخورد متفاوت که بار دیگر پرسش از معیارهای آزادی بیان و عدالت در این کشور را به میان میآورد.

غزه کوچکتر میشود؛ رژیم به دنبال تصرف ۷۰ درصد خاک نوار غزه
ظاهراً برای رژیم اشغالگر اسرائیل، حتی غزه ویرانشده هم هنوز به اندازه کافی کوچک نشده است! دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در دوم نوامبر هشدار داد که اسرائیل اعلام کرده قصد دارد محدوده استقرار نظامی خود را به ۷۰ درصد از خاک نوار غزه گسترش دهد؛ تصمیمی که به معنای محدودتر شدن هرچه بیشتر فضای زندگی فلسطینیهایی است که پس از ماهها جنگ، بمباران و آوارگی، همچنان برای زنده ماندن در گوشهای از سرزمین خود تلاش میکنند. گزارش سازمان ملل نشان میدهد نیروهای اسرائیلی با پیشروی در مناطق مختلف غزه، از جمله الشجاعیه، البریج، دیرالبلح و المغازی، فلسطینیها را به سمت مناطق کوچکتر در غرب نوار غزه سوق دادهاند.
اما ماجرا فقط تصرف زمین نیست؛ وقتی بخش بزرگی از یک سرزمین زیر کنترل نظامی قرار میگیرد، خانهها و زیرساختهای غیرنظامی تخریب میشوند و ساکنان اجازه بازگشت به مناطق محل زندگی خود را ندارند، عملاً امکان زندگی عادی نیز از آنها گرفته میشود. دفتر حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به تداوم آوارگی، تخریب زیرساختها و حمله به محلهای اسکان آوارگان، درباره خطر کوچ اجباری فلسطینیها هشدار داده و تأکید کرده است که اسرائیل بهعنوان قدرت اشغالگر باید به انتقال اجباری فلسطینیان در داخل نوار غزه پایان دهد. به این ترتیب، در حالی که چشمانداز بازسازی و بازگشت آوارگان همچنان مبهم است، اسرائیل به دنبال گسترش محدوده استقرار نظامی خود است؛ گویی قرار است از جغرافیای غزه هر روز سهم بیشتری کم شود تا جایی که برای صاحبان اصلی این سرزمین، جایی برای ماندن باقی نماند.

جشنوارهای که مقاومت را به قاب تصویر کشید
گاهی یک قاب سینما، حرفهایی را روایت میکند که در میان انبوه خبرها کمتر شنیده میشوند. نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در روزهای گذشته به کار خود پایان داد؛ رویدادی که بار دیگر سینما را به میدان روایت ایستادگی، جنگ و تجربه ملتهایی پیوند زد که در برابر اشغال و سلطه ایستادهاند. اما اهمیت چنین جشنوارهای فقط به نمایش چند فیلم و اهدای چند جایزه محدود نمیشود؛ مسئله این است که مقاومت چگونه از دل شعارها بیرون میآید و در قالب قصه آدمها، رنج خانوادهها و انتخابهای دشوارشان به تصویر کشیده میشود؛ جایی که هنر میتواند حافظه جمعی را زنده نگه دارد و روایتهایی را به مخاطب برساند که شاید در هیاهوی رسانهای جهان مجال شنیدهشدن پیدا نکنند. برای نوزدهمین دوره جشنواره، بیش از هزار و ۹۰۰ اثر از حدود ۱۰۰ کشور به دبیرخانه رسید؛ آماری که نشان میدهد مقاومت، دستکم در جهان سینما، موضوعی فراتر از یک جغرافیا و یک روایت ملی است. جشنواره امسال با شعار محوری «ملت مبعوث» تلاش کرد روایت ایستادگی را از سالنهای سینما بیرون بیاورد و به میدانها، فرهنگسراها و استانهای مختلف ببرد؛ روایتی که در آن، مقاومت فقط در صحنههای نبرد خلاصه نمیشود، بلکه زندگی مردم، رنج خانوادههای جنگزده و ایستادگی انسانها در برابر اشغال و سلطه را هم دربرمیگیرد. اختتامیه این رویداد ۱۴ آبان در برج میلاد برگزار شد و با معرفی برگزیدگان به پایان رسید، اما نمایش آثار در بیش از ۲۰ استان کشور ادامه خواهد داشت.
خانه کوچکتر، سهم اجاره بزرگتر
برای بسیاری از خانوادهها، اجاره خانه به بزرگترین دغدغه مالی ماه تبدیل شده است. مستأجر پیش از آنکه به فکر خرید لباس، هزینه درمان، تفریح یا حتی پسانداز باشد، باید سهم صاحبخانه را کنار بگذارد. گاهی هم مسئله فقط پرداخت اجاره ماهانه نیست؛ تأمین پول پیشی است که هر سال بزرگتر میشود و خانواده را ناچار میکند از پساندازش خرج کند، به محلهای دورتر برود یا خانهای کوچکتر و کمامکاناتتر انتخاب کند. در چنین شرایطی، وقتی از کاهش تورم اجاره صحبت میشود، این پرسش پیش میآید که آیا واقعاً زندگی مستأجران آسانتر شده یا فقط سرعت گرانشدن هزینهای کمتر شده که پیش از این هم از توان بسیاری از خانوادهها خارج بوده است؟

آمارهای مهرماه ۱۴۰۵ مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه اجاره مسکن را ۳۳.۴ درصد اعلام کردهاند؛ رقمی که از تورم عمومی پایینتر است، اما همچنان به معنای افزایش هزینه اجاره نسبت به سال گذشته است. از سوی دیگر، گزارشهای بازار اجاره تهران تصویر ملموستری از فشار بر مستأجران نشان میدهد: شاخص اجاره پیشنهادی در شهریورماه به حدود ۶۴۰ هزار تومان برای هر مترمربع رسیده بود؛ یعنی هزینه معادل اجاره یک واحد ۷۰ متری، با محاسبه ودیعه، میتوانست به حدود ۴۵ میلیون تومان در ماه برسد. البته این رقم بر اساس اجارههای پیشنهادی است و نباید آن را معادل مبلغ قطعی همه قراردادها دانست. ماجرا اینجاست که شاخصهای آماری، همه آن چیزی را که مستأجر هنگام تمدید قرارداد تجربه میکند، نشان نمیدهند. میانگین افزایش اجاره در کل قراردادها با مبلغی که یک خانواده برای اجاره خانه جدید میپردازد، لزوماً یکی نیست. از طرف دیگر، افزایش مبلغ ودیعه میتواند حتی برای خانوادهای که توان پرداخت اجاره ماهانه دارد، به مانعی جدی تبدیل شود. وقتی بخش بزرگی از درآمد صرف سقف بالای سر میشود، نخستین چیزهایی که از سبد خانوار کنار میروند، معمولاً تفریح، خریدهای غیرضروری، پسانداز و گاهی حتی هزینههای ضروری دیگر است. بنابراین شاید نرخ تورم اجاره پایینتر از تورم عمومی آمده باشد، اما برای مستأجری که هر سال با درآمدی محدودتر از هزینههای مسکن روبهرو میشود، این کاهش لزوماً به معنای سبکترشدن بار زندگی نیست؛ گاهی فقط سرعت سنگینترشدن آن کمتر شده است.


نظر شما