به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، حمیدرضا شیخالاسلام معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، گفت: امروز در شرایطی این پنل تخصصی را آغاز میکنیم که جهان پیرامون ما در میانه یکی از بحرانیترین و پرتلاطمترین دورانهای تاریخی خود به سر میبرد و یکی از دردناکترین پارادوکسهای جهان معاصر شکل گرفته است؛ جهان پیشرفتهای که از یک سو فتح قلههای علم و تکنولوژی را جشن میگیرد، از سوی دیگر، نظارهگر تباهی و از بین رفتن معصومانهترین لبخندها در آتش جنگ و مخاصمات است.
وی افزود: تمدن بشری قرنها کوشیده است تا با تدوین میثاقها، کنوانسیونها و ساختارهای بینالمللی، سایه شوم توحش و جنگ را از سر زیست انسانی کوتاه کند، اما شوربختانه، آمارها و رخدادهای پیش روی ما حکایت از واقعیتی تلخ دارند؛ نخستین، شکنندهترین و بیدفاعترین قربانیان هر گلوله، هر تصمیم سیاسی ناپخته و هر منازعه مسلحانه، همواره کودکان هستند.
شیخالاسلام با اشاره به جمعیت میلیونی مخاطب نظام تعلیم و تربیت کشور، ادامه داد: پرسشی که امروز مایلم به عنوان رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک و به عنوان یک پژوهشگر، در برابر وجدان علمی و حقوقی این جمع قرار دهم این است، هنگامی که سقف یک کودکستان فرو میریزد یا صدای انفجار، لالایی شبانه یک کودک خردسال را میبلعد، دقیقاً چه چیزی نابود میشود؟ آیا فقط یک سازه فیزیکی از میان رفته است؟ خیر؛ آنچه هدف قرار میگیرد، معماری ذهن انسان، اعتماد بنیادین به جهان و امکان تحقق تمدنی پایدار است.
معاون وزیر آموزش و پرورش اضافه کرد: ما در این پنل گرد هم نیامدهایم تا صرفاً از موضع انفعال مرثیهسرایی کنیم؛ آمدهایم تا با اتکا به علم، حقوق بینالملل و تجربه مدیریتی، زنگ خطری جدی را به صدا درآوریم و از ضرورت غیرقابلمذاکرۀ صیانت از دو حق حیاتی دفاع کنیم؛ حق بر آموزش و حق بر سلامت.
رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک در ادامه اظهار داشت: ماده ۲۸ و ۲۹ کنوانسیون حقوق کودک، آموزش را حق مسلم و بدون قید و شرط هر انسان میداند. در کنار آن، قطعنامههای پیاپی شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جمله قطعنامههای بنیادین که با اجماع به تصویب رسید، بر ضرورت حیاتی محافظت از مدارس، کودکستان ها و فضاهای آموزشی در جریان درگیریهای مسلحانه صراحتاً تأکید شده است.
شیخالاسلام تصریح کرد: اگر صادقانه و حقطلبانه به صحنه بینالملل نگاه کنیم باید پرسید که چرا ساختارهای بینالمللی تا این حد در برابر تبدیل شدن مراکز آموزشی به اهداف نظامی منفعل ماندهاند؟ چرا بیانیههای دیپلماتیک نتوانستهاند دیواری نفوذناپذیر در برابر آوارگی خردسالان بکشند؟
وی خاطرنشان کرد: نگاه حقطلبانه به حقوق کودک به ما دیکته میکند که صیانت از جان و سلامت کودک در جنگ، نباید مشمول استانداردهای دوگانه یا مصلحتسنجیهای ژئوپلیتیک شود. کودکی که در گوشهای از خاورمیانه یا هر نقطه دیگر از جهان به دلیل جنگ، دسترسیاش به کودکستان، مدرسه، خدمات بهداشتی، واکسیناسیون و تغذیه سالم قطع میشود، حق دارد شورای امنیت را مورد استیضاح اخلاقی قرار دهد.
معاون وزیر آموزش و پرورش یادآور شد: سکوت یا کمتحرکی در برابر تخریب زیرساختهای رشد و تربیت اولیه، تضعیف مستقیم حقوق بینالملل بشردوستانه است. آموزش و سلامت کودکان، نبایدخسارت جانبی جنگ قلمداد شود؛ بلکه بر اساس اصول مسلم حقوقی، هرگونه تعرض مستقیم یا غیرمستقیم به این شریانهای حیاتی، مصداق آشکار تعرض به بشریت و صلح پایدار است.
معاون وزیر آموزش و پرورش اضافه کرد: از منظر علوم اعصاب تحولی و روانشناسی تروما، سالهای اولیه کودکیپنجرهای طلایی و تکرارنشدنی است. در این بازه، معماری مغز انسان در بستر امنیت، ثبات و تعاملات پایدار شکل میگیرد؛ اما "جنگ و گسست" چه بر سر این معماری میآورد؟ گسست نخست، زیستی و امنیتی و سلامت است؛ آوارگی، صدای انفجار و از دست دادن مأمن امن، ترشح مداوم هورمونهای استرس را در پی دارد. این پدیده، بخشهای عقلانی مغز را سرکوب کرده و کودکان را در حالت بقای اولیه قفل میکند و یادگیری در چنین شرایطی متوقف میشود. همچنین سوءتغذیه دوران بحران، همراه با محرومیت از غربالگریهای رشدی و سلامت روانی، نسلی را به بار میآورد که ممکن است سالها پس از پایان جنگ، همچنان با پیامدهای اختلال استرس پس از سانحه مانند لکنتها، اضطرابهای فراگیر و افت تواناییهای شناختی دستبهگریبان باشد.
شیخالاسلام تأکید کرد: گسست دوم، اجتماعی و عاطفی است؛ از هم گسستن پیوندهای خانوادگی، از دست دادن مربیان و دوستان و فروپاشی روتینهای روزمره، حس عاملیت و امید را از کودک میرباید. این همان چیزی است که ما در ادبیات علمی از آن با عنوان" فقر معنایی و عاطفی"یاد میکنیم.
معاون وزیر آموزش و پرورش یادآور شد: گسست سوم، آموزشی است. محرومیت از محیطهای یادگیری ایمن، نسل آینده را به سوی شکافهای عمیق شناختی سوق میدهد. جنگ، آموزش را از یک حق همگانی به یک رویای پرهزینه تبدیل میکند. بنابراین، وقتی از صیانت از آموزش و سلامت در دوران بحران سخن میگوییم، از یک کار لوکس رفاهی حرف نمیزنیم؛ ما از پدافند غیرعامل روانی و شناختی دفاع میکنیم. صیانت از آموزش در بحران، مانع از دست دادن نسلها میشود.
وی در ادامه بیان داشت: پرسش عملیاتی اینجاست که در مواجهه با چنین بحران فراگیری، سازمانهای متولی و سیاستگذاران چه واکنشی باید نشان دهند؟ آیا میتوان منتظر ماند تا آوارها کنار روند و جنگ متوقف شود و سپس به فکر بازپروری کودکان افتاد؟ قطعاً پاسخ خیر است؛ چرا که زمان در تقویم رشد شناختی کودک متوقف نمیشود. ما در سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، با تکیه بر اسناد بالادستی و استانداردهای علمیِ روز جهان، معتقدیم که سیاستگذاری در حوزه کودکی در زمان بحران باید بر سه اصل انعطافپذیری سیستمیک، یکپارچهسازی سلامت و آموزش و دیپلماسی و مسئولیت جمعی استوار باشد.
رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک تصریح کرد: حفاظت از کودکان در مناطق بحرانزده، مرز نمیشناسد؛ این یک مسئولیت اخلاقی و بینالمللی است که جامعه علمی و مدیریتی کشور باید پرچمدار آن باشد. ما در دوران بحران و جنگ، با شعار آموزش تعطیل نیست، الگویی پویا و تابآور از مداخله آموزشی-روانی را طراحی و عملیاتی کردیم. هنگامی که حضور فیزیکی در کودکستانها ناممکن شد، ما به سرعت زنجیره ارتباطی را به سمت کانون خانواده تغییر جهت دادیم و با راهاندازی کانال تخصصی و فراگیر کودکانه توانستیم با استفاده از ظرفیت مربیان توانمند در سراسر کشور و تولید محتواهای متناسب با جامعۀ مخاطب، شریان تربیت را از دل فضاهای ناامن عبور دهیم و مستقیماً به امنترین پناهگاه کودک یعنی آغوش والدین برسانیم.از طریق این کانال، بستههای مداخلهای آموزش مبتنی بر بازی و هنر با تاکید موکد بر هویت ایرانی_اسلامی برای تخلیه هیجانات منفی و کاهش استرس طراحی و بازنشر شد.
وی افزود: این شبکۀ ارتباطی نشان داد که وقتی ساختارهای اداری از انعطاف لازم برخوردار باشند، میتوان از سادهترین ابزارهای فناورانه، قویترین سنگرهای صیانت از روح و روان کودکان را ساخت و مانع از گسست کامل تربیت و یادگیری شد.
معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه صیانت از آموزش و سلامت در مسیر رشد کودکان، آزمون بزرگ بشریت در قرن بیست و یکم است، گفت: صیانت از آموزش و سلامت در دوران گسست، دفاع از جوهره صلح جهانی و آینده بشریت است. جامعه بینالملل، نهادهای حقوقی و همه دولتها باید بپذیرند که مصونیت کودک در بحران، یک خط قرمز اخلاقی و حقوقی غیرقابلانعطاف است.
شیخالاسلام در پایان خاطرنشان کرد: برای پیشبرد این اهداف و پیادهسازی این استراتژیها در لایههای مختلف حاکمیتی و بینالمللی، ما نیازمند همافزایی همهجانبه هستیم.



نظر شما